من مبهم

یک عدد مبهم برای رفع ابهام مینویسد

مرد بودن خیلی سخته

بچه که بودم همیشه دلم میخواست پسر باشم
همیشه میگفتم خوش به حال پسرها همه ی امتیازها مال آن هاست از استادیوم و فوتبال گرفته تا همین حجاب 
اما حالا در آستانه ی جوانی مینویسم مرد بودن سخت است
کسی برای مردها برای خستگی هایشان برای شب هایی که بی هدف، از ناراحتی قدم میزنند چیزی ننوشته است
مردها مثل ما زن ها پیچیده نیستند برای فهمیدن‌شان کافی است به چشم هایشان نگاه کنید تا قلبشان را لمس کنید 
مرد بودن چه قدر سخت است..... 
مردها مثل ما وقتی ناراحتند نمی توانند یک دل سیر تو بغل دوستشان گریه کنند، نمی توانند لاک بزنند و دلشان برای این همه زیبایی غنج بزود و ته دلشان از خودشان خوششان بیاید... 
باید همیشه حتی وقتی از غم قامتشان خم شده است لبخند بزنند و بگویند:خوبم
تا دل عشقشان قرص شود
مرد بودن چقدر سخت است.... 
کیانا لطیفیان


تا اینجا رو نویسنده گفت، بقیه رو من میگم:
مرد بودن خیلی سخته، به خصوص وقتی چشمای حسرت زده بچه ات رو ببینی و کاری از دستت بر نیاد.... 
مرد بودن خیلی سخته ، وقتی هنوز 18 سالت نشده و دشمن وارد شهرت میشه و مجبوری به خاطر دفاع از خانواده ات بجنگی.. 
مرد بودن خیلی سخته، وقتی یک کوه غم همراهت داری، اما نباید به روی خودت بیاری، چون امید یک خانواده ای... 
مرد بودن خیلی سخته ، یک ماه کامل کار کنی، خسته بشی، آخرش از دست رنج خودت شاید نتونی چیزی برای خودت بخری و همه برای خانواده خرج بشه.... 
مرد بودن خیلی سخته، وقتی عزیزت داره از دستت میره و نتونی کاری بکنی...
مرد بودن خیلی سخته، وقتی به یک جایی میرسی که نه درآمد داری، نه روت میشه از پدرت پول بگیری.... 
مرد بودن خیلی سخته، وقتی سرباز میشی و دلتنگ خانواده ات میشی و اجازه نمیدی به خودت که ابراز کنی و بزنی زیر گریه... 
مرد بودن خیلی سخته، وقتی مادر و پدرت دعوا میگیرن و تو نمیدونی حامی مادرت باشی، یا احترام پدرت رو نگه داری... 
مرد بودن خیلی سخته، وقتی تو این اوضاع باید یک خانواده رو اداره  کنی... 
موافقین؟
بقیه رو شما بگین:



طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان