من مبهم

یک عدد مبهم برای رفع ابهام مینویسد

صرفا جهت لبخند

از تراس مشغول تماشای مناظر اطراف بودم، که یهو دیدم یک سگ خیلی بزرگ (حدودا یک متر و خوردی) وارد کوچه شخصیمون شد من سریع اومد داخل خونه، یک مقدار که فکر کردم دیدم مطمئنا هر چقدر هم بزرگ باشه دیگه نمیتونه بیاد طبقه دوم! مجددا برگشتم به تراس .
از بالای تراس فریاد زنان :خیلی خوش اومدین🤦
سگ رفت یک دوری تو کوچه زد و در حال بازگشت
من در حالی که براش دست تکون میدادم فریاد زدم:باز هم تشریف بیارین، خوشحال شدیم
به  شارژر لپ تاپ قسم، سگ سرش رو بلند کرد، یک نگاه عاقل اندر سفیه به من انداخت و به سمت خروجی کوچه رفت.
من در حال زمزمه :دروازه رو هم ببند لطفا
یک لحظه سرم رو بلند کردم دیدم سین از تراس خونه روبرویی شاهد حرکات و مکالمات من بوده و در حال خندیدن هست، فقط باهاش خداحافظی کردم و خودم را تا الان از دید ایشون ناپدید کردم.


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان