من مبهم

یک عدد مبهم برای رفع ابهام مینویسد

صرفا جهت لبخند

تقریبا همیشه با یک اطمینان خاطر خاصی از خیابون رد میشم،اصلا به این فکر نمیکنم که امکانش هست با ماشینی تصادف کنم.
داشتم از خیابون رد میشدم نزدیک بود تصادف کنم، ماشین دقیقا از 5 سانتی متریه من رد شد با سرعت مافوق زیاد و ملت با نهایت سرعت داشتن جمع میشدن.
دیدین وقتی آدم میترسه به زبون مادریش حرف میزنه(مثلا به زبان ترکی، کردی،لری و......) و گاهی به ائمه متوسل میشه(مثل یا ابوالفضل، یا حسین و...) یک لحظه حس کردم برگشتم به تنظیمات کارخانه و با صدای بلند در حالی که شکه شده بودم داد میزدم و میگفتم:((oh my god, oh my god)) همه ساکت شده بودن و فقط به من نگاه میکردن. نمیدونستن بخندن یا نگران حال من باشن.


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان